دارد از یک نفس شوم دلم می گیرد

دارد از این همه مظلوم دلم می گیرد

تیرگی،همهمه ،نامرد،خیانت ،کشتار

وای ، از این همه مفهوم دلم می گیرد

 

یک طرف تشنگی و قحطی بیچارگی است

یک طرف هلهله در هلهله خونخوارگی است

کربلانقطه ی برخورد دو فکر است ، دوفکر

کربلا نقطه ی پیدایش آزادگی است

 

خیمه در آتش و در دود ، کسی حرف نزد

آسمان یکشبه فرسود ، کسی حرف نزد

تشنگی فرصت فریاد نمی داد ببین

آب در یک قدمی بود ، کسی حرف نزد

 

ظلم در فکر کمین بود ، اهمیت داشت

کربلا قلب زمین بود ، اهمیت داشت

دشمنی بر سر یک مسئله ی ساده نبود

دشمنی بر سر دین بود ، اهمیت داشت

 

چند سال است که در کوفه قداست مرده است

اعتقادات به مذهب به قیامت مرده است

بحث ما بر سر این نیست که عاشورا بود

بحث ما بر سر این است که غیرت مرده است

 

آفتاب است که در معرکه ابرش زده اند

خنجر کینه به هر گوشه ی صبرش زده اند

این همان مرد غریبیست که تکرار نشد

این حسینیست که شش گوشه به قبرش زده اند

 

باید امروز به هفتاد و دو عادت بکنیم

به علی اصغرمان عرض ارادت بکنیم

یادمان باشد از این لحظه به باور برسیم

هر کجا قبر حسین است زیارت بکنیم

احسان ایزدی